فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 جستجو 


 موضوعات 


 
  این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست... ...
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

[یکشنبه 1396-08-14] [ 12:17:00 ق.ظ ]  


فرم در حال بارگذاری ...




  طلبه واقعی باشیم ...

جانم فدای رهبر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

[جمعه 1396-07-21] [ 01:27:00 ق.ظ ]  


فرم در حال بارگذاری ...




  آخرین تصاویروداع شهدا بافرزندانشان ...

شهداازبچه هاشون دل کندندتابچه

های من وشمادرامنیت باشند

حال بگویید قیمت این لحظه

هاچند؟ 

ادامه مطلب :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

[پنجشنبه 1396-07-20] [ 12:31:00 ق.ظ ]  
نظر از: حوزه علمیه الزهرا(س) گلدشت [عضو] 

اللهم الرزقنا شهادت

1396/07/20 @ 00:33


فرم در حال بارگذاری ...




  خوش به سعادتت آقامحسن... ...
خوش به سعادتت آقامحسن...

 ?وقتی شهید حججی پای عشق دفاع از حرم را به دل کودک 10 ساله ای از شهرستان مهر می اندازد. صبح امروز درب اتاق سرهنگ رضایی فرمانده سپاه مهر به صدا درآمد، با بفرمائید سرهنگ کودکی وارد اتاق می شود و می گوید اجازه آقا؟ سرهنگ که می بیند پسرک آنجا را با کلاس درس اشتباه گرفته از پشت میز خود بلند می شود می گوید بیا پسرم،چه کار داری؟ آقا اجازه میشه ما بریم سوریه؟ رضایی نگاهی به قامت کوچکش کرد و گفت:پسرم تو باید الآن سرکلاس درست باشی،آنجا بیشتر به تو نیاز است پسرک که اشک های چشمش اجازه نمی دهد راحت سخن بگوید نگاهی به عکس #رهبر معظم انقلاب کرد و گفت:آقا اجازه من میخوام برم سوریه،اجازه از ولی مون هم دارم،آقا بخدا مادرمون هم اجازه داده،منم اومدم ثبت نام کنم.آقا من میخوام مدافع حرم بشم اینبار سرهنگ رضایی هست که اشکهای چشمش را پاک می کند و پسرک را به آغوش می کشد.  حالا عزیزم چرا مدافع حرم؟ ابوالفضل که گویا منتظر این سوال بوده روی پای خود می ایستد و می گوید آقا من ابوالفضل هستم پسر علی، علی غلامزاده جانباز شیمیایی،آقا اجازه،منم میخوام مثل شهید حججی بشم، نباید بزارم هیچ داعشی به حرم حضرت زینب (س) نزدیک بشه ابوالفضل فرزند علی،مدافع حرم، چقدر زیبا این ویژگی ها برای این پسر کنار هم نشسته است   سرهنگ می خواهد اورا امتحان کند، می گوید: میدونی داعش سر میبره؟ می دونی درد داره؟ ابوالفضل سرش را بالا میگیرد و با لبخندی می گوید:به خدا توکل می کنم ،بخدا که توکل کنی دیگه درد نداره جواب ابوالفضل سکوت را مهمان اتاق سرهنگ کرد در ادامه ماجرا فرماندهی، نمایندگی ولی فقیه و بازرسی سپاه ناحیه مهر با توضیحاتی وی را قانع نمودند که برای حضور در سوریه قانون های خاص خود وجود دارد و همچنین با اهدای  چفیه و سربند کلنا عباسک یا زینب و لوح تقدیر و یک جلد کتاب از ایشان قدردانی گردید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

[جمعه 1396-07-14] [ 12:24:00 ق.ظ ]  


فرم در حال بارگذاری ...




  موانع استجابت دعا ...

? موانع استجابت دعا ( آخرین عامل )

 بد دهنى و گفتن سخن زشت

حجت_الاسلام_رفیعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت

[پنجشنبه 1396-07-13] [ 12:59:00 ق.ظ ]  
نظر از: گل نرگس [عضو] 

من از کودکی عاشقت بوده ام امام من

بی سروسامان توام یاحسین (ع)
دست به دامان توام یاحسین (ع)
صلی‌الله_علیک_یااباعبدالله

1396/07/13 @ 03:21


فرم در حال بارگذاری ...




1 3